محمد مهدى ملايرى

33

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمود . چيزى كه جز ابهام و تيرگى نه‌تنها در تاريخ ايران بلكه در تاريخ اسلام هم به بار نياورده . و بدين‌سبب است كه در اين كتاب سعى شده است تا آنجا كه ميسّر بوده مسائل درهم‌آميخته و به‌هم‌تنيده از يك‌ديگر تفكيك گردند و هريك جداگانه و در پرتو علل و عوامل خودش مورد بحث و بررسى قرار گيرد . موضوعى كه اكنون عنوان اين كتاب شده از وقتى كه در ذهن من انديشه‌اى گنگ و نارس ، به‌صورت سؤالى نه‌چندان روشن در مسأله‌اى محدود مربوط به زبان و ادب فارسى ، بيش نبوده « 1 » تا امروز كه عنوانى اين‌چنين گسترده يافته مراحل مختلفى را پيموده و صورتهاى گوناگونى به خود ديده است . اين مرحله‌ها با مسائل مطرح شده در هريك و كارهاى انجام شده در آنها در دو گفتار نخستين اين كتاب ، گاه به اجمال و گاه با كمى تفصيل ، بيان شده است . شرح اين مراحل از آنجا كه خواه ناخواه به حديث نفس مىانجاميد براى من چندان دلپذير نبود ، زيرا هيچگاه از خود سخن گفتن را خوش نداشته و همواره از آن پرهيز كرده‌ام . ولى در اين كتاب به حكم ضرورت مىبايستى به آن تن درمىدادم ، زيرا مطالبى كه در اين كتاب ، چه در اين بخش و چه در بخشهاى ديگر آن عرضه مىشود ، نتيجهء تحقيقاتى است كه دربارهء دورانى از تاريخ ايران به‌عمل آمده كه هنوز تاريخ و فرهنگ آن شناخته نشده و بايد به‌وسيلهء همين‌گونه تحقيقات شناخته شود و وسيلهء تدوين انتقادى و جامع آن فراهم گردد . و براى اين منظور مىبايستى هم محقّقان و اهل نظر و هم ديگر علاقه‌مندان به تاريخ و فرهنگ اين دوران از مقدار پيشرفت تحقيقات در اين زمينه از آغاز آن تا امروز آگاه گردند و راههاى تاكنون رفته را از آنچه هنوز نارفته باقى مانده است بازشناسند و با مسايلى كه تاريخ اين دوران را فراگرفته است اجمالا آشنا شوند . براى آگاهى از پيشرفت اين تحقيقات تا آنجا كه نتايج آنها به فارسى انتشار يافته بود شرح و تفصيلى لازم نمىنمود ؛ چون اين نوشته‌ها كم‌وبيش در دسترس خوانندگان اين كتاب هستند يا توانند بود . ولى در آنچه به زبان عربى و در

--> ( 1 ) - در آغاز گفتار نخست از اين سؤال و پىآمدهاى آن سخن رفته است .